شعائر حسینی(ع) یعنی چه؟
شعائر حسینی(ع) به اعمالی گفته می شود که شیعیان اهل بیت (ع) برای سیّدالشهداء (ع) انجام می دهند. به عبارتی دیگر: به آداب و مراسمی که به مناسبت شهادت امام حسین (ع) انجام می شود ، شعائر حسینی گفته می شود. پوشیدن لباس سیاه ، گریه کردن بر مصیبت ، برپا کردن مجالس امام حسین (ع) ، زیارت حضرت عزاهایی که واقعۀ کربلا را به تصویر می کشاند ، سینه زدن و لطمه زدن ، زنجیر زدن ، و... همۀ اینها از شعائر امام حسین (ع) است ولی به شکل های مختلف. افرادی تنها با گریه بر مصیبت کربلا اظهار حزن می کنند، افراد دیگر فقط به گریه کردن اکتفا نمی کنند ، بلکه برای سیّدالشهداء (ع) سینه و زنجیر هم می زنند و... هرکس به اندازۀ معرفت خود نسبت به امام حسین (ع) عزاداری می کند.
ادامه مطلب...

شهادت شیخ الائمه حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) تسلیت باد .
سلام دوستان لطفاَ مطلب لینک زیر رو بادقت بخونید.
پیشاپیش از تمام شیعیان بخاطر آوردن این متن کثیف از این نویسنده عذر میخواهم فقط به شیعیان میگویم اگر بعد از خواندن این متن فورا دست بکار ساختن یک وبلاگ در رد حرفهای این فحاشان نشدید حتما در شیعه بودن خود شک کنید. توضیحات عبارات رنگی از من و عبارات سیاهرنگ از این نویسندۀ کتاب است و اما خود متن:
نامهای عربی در بین ایرانیان
بسیاری از نامهای عربی که درمیان ما ایرانیان رایج است درمیان اعراب اصیل (عربستان سعودی، کشورهای خلیج پارس..) ابداً متداول نیست! هرچند امکان دارد که این نامها درمیان شیعیان مورد استفاده قرار بگیرد. آنهم بعنوان عشق وتعصب ویژهای که نسبت به برخی از شخصیتهای تاریخ اسلام داشته و دارند. اما بدون شک اگر پدرومادری با ریشۀ این گونه نامها ومعنای آنها آشنایی میداشتهاند هرگز نامهای نازیبا را بعشق شخصیتهای تاریخی برروی فرزندان خود نمینهادند. با هم به معنی چندنام نگاهی میاندازیم که نتیجه سالها پژوهش و کنکاش میباشد :
این هم لینک مطلب :
سلیم بن قیس می گوید: از سلمان فارسی شنیدم که می فرمود:
همانا علی (علیه السلام)دری است که خداوند آن را گشوده است، هر کس از آن برآید مؤمن است و هر کس از آن خارج گردد کافر است.
((بحارالانوار، ج 40، ص 97 ------ کتاب سلیم بن قیس))
در تاریخ وفات حضرت زهرا (ع) نیز اختلاف است عده اى از علماء شیعه و سنى وفات فامه زهرا (ع) را 75 روز (38) و عده اى 95 روز بعد از وفات پیامبر (ص) مى دانند. (١)
ادامه مطلب...
احکام و نکته هایی در باره حضرت فاطمه زهرا(س)
احترام نام فاطمه (علیهاالسلام)
احترام حضرت فاطمه علیهاالسلام و قداست آن بانوی بزرگوار، برای همه مسلمانان بدیهی و مسلّم است.
سکونی میگوید: خدمت امام صادق علیهالسلام رسیدم، در حالی که غمگین بودم. آن حضرت به من فرمودند: ای سکونی! چرا غمگین هستی؟ عرض کردم: خداوند به من دختری داده است. فرمودند: ای سکونی! سنگینی آن دختر بر زمین است و روزیاش با خدا و عمرش جداگانه. سپس فرمودند: چه نامی برای او انتخاب کردهای؟ عرض کردم: فاطمه. فرمودند: آه، آه، آه. و دست خود را بر پیشانی نهادند و آنگاه فرمودند: «اِذا سَمَّیْتَها فاطِمَةَ فَلا تَسُبَّها وَ لاتَلْعَنْها وَلا تَضْرِبْها1؛ اگر نام او را فاطمه نهادی، به او بد مگو و لعن مکن و او را مزن.»
چند مسئله:
1. برای فرد بی وضو حرام است که نام خداوند متعال را مس نماید و همچنین است بنا بر احتیاط واجب مس اسامی مبارک پیغمبر صلیاللهعلیهوآله و ائمه و حضرت زهرا علیهاالسلام .2
2. یکی از محرمات بر شخص جنب، رساندن جایی از بدن به خط قرآن یا به اسم خدا ـ به هر لغت که باشد ـ و بنا بر احتیاط اسم پیامبران و امامان و حضرت زهرا است.3
...
ادامه مطلب...
سیـّد جلیل ، علی نقی کشمیری ، فرزند صاحب کرامات باهره حاج سید مرتضی کشمیری- فرمود: از فاضل محترم جناب آقای سیدعباس لاری شنیدم که فرمود: دراوقات مجاورت درنجف اشرف برای تحصیل علوم دینیه ، روزی ازماه مبارک رمضان طرف عصر، خوراکی برای افطار خود تدارک کرده درحجره گذاردم و بیرون آمده در را قفل کردم . پس ازادای نماز مغرب وعشا و گذشتن مقداری از شب ، برگشتم مدرسه برای افطار کردن، چون به درحجره رسیدم، دست درجیب نموده کلید را نیافتم . اطراف داخل مدرسه را تفحص کردم و از بعضی طلاب که درمدرسه بودند پرسش نمودم اما کلید را نیافتم . به واسطه فشار گرسنگی و نیافتن راه چاره ، سخت پریشان شدم ؛ ازمدرسه بیرون آمده متحیرانه درمسیرخود تا به حرم مطهر می رفتم و به زمین نگاه می کردم، ناگاه مرحوم حاج سید مرتضی کشمیری اعلی الله مقامه را دیدم . سبب حیرتم را پرسید، مطلب را عرض کردم، سپس با من به مدرسه آمد و مقابل حجره ام فرمود: می گویند نام مادر موسی را اگر کسی بداند و بر قفل بسته بخواند باز می شود، آیا جده ما حضرت فاطمه علیها سلام کمتر از اوست؟ سپس دست به قفل نهاد و ندا کرد : " یا فاطمة" ، قفل باز شد .
داستان های شگفت ، شهید دستغیب، صص 133 و134.

«و لاى الامور تدفن سرا بضعة المصطفى و یعفى ثراها»
پاره تن مصطفى چرا پنهان بخاک سپرده شد و مزارش پنهان ماند؟
بدون هیچ تردیدى پس از دفن شبانه و مخفیانه زهرا (ع) مزارش نیز پنهان داشته شد. اما چرا بایستى درشهر پیامبر (ص) مزار تنها دخترش که به فاصله کوتاهى از او به دیدار خدا شتافت مخفى بماند؟ چرا نباید آنگونه که شایسته مقام اوست انبوه مردم در عزاى او و تشییع جنازه اش شرکت کنند و بر او نماز بگزارند و دفنش نمایند؟ آیا اینها بخاطر اجراى وصیت زهرا (ع) نبود؟ از این رو آن روزها کسى بدرستى جایگاه مزار فاطمه (ع) را نمى دانست و اگر کسى از على (ع) سراغ مزار فاطمه (ع) را مىگرفتبه احتمال قوى پاسخش به سکوت برگزار مى شد.
...
ادامه مطلب...
علی(ع) از زبان پیامبر(ص)
مردی در برابر حضرت علی علیه السلام فخر فروشی کرد. رسول خدا صلی الله علیه و آله با شنیدن این سخنان، به حضرت علی علیه السلام فرمود:« تو باید بر همه اعراب افتخار کنی، زیرا پسرعمو و پدر همسرت، همسرت، برادر و عمو و فرزندانت بزرگوارترین افراد در میان اعراب هستند.
حلم و دانش تو از همه بیشتر است؛ در اسلام پیشتاز و پیشرو بودهای و جان و مالت را بیش از همه به خطر افکنده ای؛ کتاب خدا (قرآن) را بیشتر از همه خوانده ای و به سنت من از همگان آگاهتری؛ در برخورد با دشمنان شجاعترین هستی و نزد خداوند و من بخشندهترین، زاهدترین، راستگوترین و محبوبترین مردم هستی.
تو پس از من سی سال زنده خواهی بود و عمرت را به عبادت خدا و صبر بر ستم قریش سپری خواهی کرد. آنگاه اگر یارانی یافتی، در راه خدا با آنان بر اساس تأویل قرآن خواهی جنگید، همانگونه که همراه با من بر اساس تنزیل قرآن جنگیدی. سپس به شهادت خواهی رسید و محاسنت با خون سرت رنگین خواهد شد. قاتل تو همانند پیکنندهی ناقهی صالح نزد خداوند مبغوض و ملعون است.
بحارالانوار، ج 40، ص 1، حدیث 1 -------- احتجاج طبرسی
سعد بن ابی وقاص می گوید:
روز جمعه ای با رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نماز صبح را به جماعت خواندیم. آن گاه پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) رو به ما کرد و بر خداوند متعال درود فرستاد و فرمود:
« روز قیامت من می آیم در حالی که علی بن ابیطالب (علیه السلام) پیش روی من است و به دستش لوای حمد دارد. لوای حمد دو تکه است، تکه ای از سُندس (حریر و دیبا) و تکهای از استبرق (حریر زربفت).
در این هنگام مردی بادیه نشین با شتاب به طرف رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) رفت و گفت:« در باره علی بن ابی طالب(علیه السلام) چه می گویی، زیرا درباره او اختلاف فراوانی وجود دارد.»
رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) لبخندی زد و فرمود:« ای اعرابی، چرا درباره علی(علیه السلام) اختلاف فراوانی وجود دارد؟ علی(علیه السلام) رابطه اش با من مانند سرم برای بدنم است و مانند دکمه برای لباسم. » (رسول خدا میخواهد بگوید همان گونه که بدن بدون سر حیاتی ندارد و لباس بدون دکمه کاربردی ندارد، پیامبر منهای علی برای هیچ کس فایده ندارد؛ باید در کنار رسول خدا، علی را پذیرفت و به او مؤمن بود.)
آن عرب بادیه نشین با خشم به پیامبر گفت:« ای محمد(صلی الله علیه و آله و سلم)، من نیرو و قدرتم از علی(علیه السلام) بیشتر است. آیا علی(علیه السلام) می تواند لوای حمد را حمل کند؟!»
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)فرمود:« آرام بگیر، اعرابی! همانا خداوند روز قیامت به علی(علیه السلام) ویژگی های گوناگونی عنایت می کند: به او زیبایی یوسف می دهد و زهد یحیی و صبر ایوب و بخشش آدم و نیروی جبرئیل. لوای حمد به دست اوست، همه مردم در زیر این لواء هستند و گرداگرد او را امامان و تلاوت کنندگان قرآن و اذان گویان گرفته اند. و آنها کسانی هستند که در قبرها به بدنهایشان کرم نمیافتد.»
((بحارالانوار، ج 39، ص 216، حدیث 8 ----------- تفسیر فرات کوفی))
سلمان و ابوذر و مقداد می گویند:
در زمان خلافت عمر بن خطّاب، مردی از کوفه برای دستیابی به حق و حقیقت نزد ما آمد به او گفتیم: «بر تو باد به کتاب خدا (قرآن)؛ از آن جدا مشو! و بر تو باد به ولایت علی بن ابی طالب(علیه السلام) که او هرگز از قرآن جدا نمی شود. ما گواهی می دهیم که از رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم)شنیدیم که می فرمود: همانا علی(علیه السلام) با حق است و حق با اوست و این دو از هم جدا نمی شوند. علی(علیه السلام) اولین مؤمن به خداست و اولین کسی است که روز قیامت با من مصافحه می کند. او صدیق بزرگ است و جداکننده میان حق و باطل و وصی من و جانشین پس از من در میان امّتم، و بر اساس سنّت من با دشمنان می جنگد. »
آن شخص به ما گفت: «پس چرا مردم به ابوبکر (صدیق) و به عمر (فاروق) می گویند؟»
گفتیم: «تو آیا نسبت به حق علی(علیه السلام) ناآگاهی؟» عمر و ابوبکر همانگونه نسبت به مقام خلافت رسول الله(صلی الله علیه و آله وسلم) ناآگاهند نسبت به حق امیرالمؤمنین(علیه السلام) نیز جاهل و ناآگاهند. صدیق و فاروق اسم ابوبکر و عمر نیست زیرا آن دو اسم کسی غیر آنان است. به خدا سوگند، که علی(علیه السلام)، صدیق اکبر و فاروق ازهر (درخشان، فروزنده) است او خلیفه رسول الله(صلی الله علیه و آله وسلم) و امیرالمؤمنین(علیه السلام) است. رسول خدا(صلی الله علیه و آله وسلم) ما و آنان (عمر و ابوبکر و سایر مردم) را فرمان داد که به عنوان امیرالمؤمنین به علی(علیه السلام) سلام کنیم و همگی ما این کار را کرده ایم.»
((بحارالانوار، ج 38، ص 30، شماره 30 ------ فضائل))
ولایت در دیدگاه و سیره آیت الله سید علی قاضی
ایشان می گوید: « من هر چه دارم از زیارت سیدالشهداء(ع) و قرآن دارم. » او که خود توسط امام حسین (ع) پرده های عالم غیب و ملکوت از پیش چشمانش برچیده شده و در توحید به آن قله های منیع دست یافته است می گوید:« ولایت مندک در توحید است و اصلاً وصول به مقام توحید و سیر صحیح الی الله و عرفان ذات احدیت بدون ولایت امامان(ع) و خلفای به حق از امیرالمؤمنین (ع) و فرزندانش از بتول (س) محال است.»
...
برای مطالعه بقیه مطالب به ادامه مطلب بروید .
ادامه مطلب...


